من و دلنوشته هام ...
من و دلنوشته هام ...


توضيحات
اسمم خانم گله/ زاده بهمنم/ گاهي سرشار از غمم / گاهي سرسار از شادي/ دست خودم نيست!/ديگه اينكه متولد 1366 و اول بهمن ماه/ بعد ديگه اينكه تو كويرم و عاااشق دريا/ ديگه اينكه پروفايلم زود به زود تغيير ميكنه با همين كليات! همتونو دوست دارم. فعلا

آخرین مطالب
دلم براي اينجا دوباره تنگ شده بود!!

اينم شايد آخرينش باشه!

يادم مياد

راه هاي تضميني خوشبخت نشدن!

از امروز به مدت يك هفته بهترين باشيم!

هرچه ميخواهد دل تنگم ميگم!!!

ماه ربيع الاول

يه كوچولو آموزشي!

روزهاي خوش!

هواي سرد

وقتي همه چي دگرگون مي شود!

فقط همين

وقتي دلم حسابي تنگه!

يلدا

گاهي لازم است

 
سایر ابزارها
خبرخوان یا همان RSS وبلاگ
تبلیغات
 
جای بنر های شما
 
دلم براي اينجا دوباره تنگ شده بود!!
  همين!
اومدم بگم دلم براي اينجا تنگ شده بود!!!!!!!!!!!!!!!


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ توسط: خانم گل نظرات (3)
 
اينم شايد آخرينش باشه!
  بسم الله الرحمن الرحيم

سلام بر همه شما كه تو اين چند مدته واقعا دوستان گلي بودين!
همه شما: روستايي عزيز ، فرهان ، سمانه ،الهام جون كه به تازگي دوستم شده ، علي ايراني همشهري خوب ، حميد با اون وب توپش، فائزه جان، آجي و  داداشي ، صورتي خالخالي، خاله عزيزم ، عطيه جان ،شاذه ، بهداد، پويان آقاي دكتر ، مهدي اقا معلم ، مكران منو همه و همه  تو اين مدت خيلي بهم لطف داشتين و واقعا دنياي خوبي برام ساختين. جدا ممنونم
شايد ديگه وب ننويسم ، شايدم تو بلاگفا يه وبلاگ بزنم حداكثر سعيم اينه كه باشم در كنارتون چون از با شما بودن لذت ميبرم اما خب بايد ببينم چي پيش مياد تا شنبه بهتون خبر ميدم اگه وب جديد ساختم آخه اينجا يه كم بي روحه البته پيشنهاد بلاگفا از علي ايراني بود!

و اما از اونجايي كه همگيتون ميخواستين بدونين داداش محسنم چي شد پر كشيد براتون ميگم
و اين آخرين پست اين وبلاگه اما اگه بازم وبلاگ بزنم مطمئن باشيد از محسنم ميگم چون نيمي از زندگي من بود!
خب و اما محسن!
ميتونيد تو ادامه مطلب بخونيدش....


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (30)
 
يادم مياد
  يادم مياد اون وقتي كه كوچيك بودم يه همسايه داشتيم همش به بهونه آنتن تلويزيون يا چيزاي ديگه ميومد پشت بومو از اونجا خونه ما رو كه كاملا بهش اشراف داشت ديد ميزد(نه اينكه خيلي خوشگليم!!! اين اتفاق ميفتاد)يه روز داداش محسنم (خدا رفتگان شمام رم بيامرزه)بهم گفت بيا بريم با تير و كمون من شيشه خونشونو بشكنيم من كلي ذوق كردم و بخودم باليدم ! به به عجب داداش شجاعي دارم من!!!!!!
القصه داداش محسنم يه تير و كمون داشت كه گرچه مثل مال آرش نبود اما خب چيز جالبي بود برش داشتيم منم رفتم كمك! همينكه داداش يه سنگ پرتاب كرد تا به قلب دشمن بخوره صداي شرق شيشه همسايه بلند شد و يهو سر و كله همسايه فوق الذكر پيدا شد!!!!!! با داد و قال و فحش و اينا مام پشت گرم به داداشيمون وايساده بوديم وسط حياط سينه سپر كرده چون وجود داداشي رو كنارم حس ميكردم از چيزي نميترسيدم تو دلم داشتم ميگفتم اگه دعوامون كرد ميگم تو هم مياي خونه ما رو ديد ميزني! و داداشي ديگه خودش ميدونه چيا بايد بگه .اما چشمتون روز بد نبينه يهو بخودم اومدم ديدم من تنهااااااا ي تنها تو حياطم و داداشي نيست  و اين آقاهه هي داره منو دعوا ميكنه كه دخترو چه به تيركمون بازي !!!و يه خرده حرفاي بد ديگه! نگاه  كردم ديدم بع! تيركمون كنار من رها شده و برادري من ! همون آقا محسن ! تشريف بردن تو دسشويي قايم شدن حد اقل نكرده بود اين سلاح گرمم با خودش ببره كه م ا اينهمه ضايع نشيم لا اقل!

يادش بخير حتي تا وقتي داداشي داماد شده بود اين خاطره تو ذهن هر دومون بود و با هر بار ياداوريش كلي ميخنديديم!

خدا رحمتش كنه داداشيم خيلي شيطون بود از من خيلي بيشتر!!!

نميدونم چي شد يهو يادم اومد اين خاطره رو شايد چون امروز صبح همسايه امونو ديدم ياد اون روز افتادم شايدم .
بهر حال
دوستون دارم
تا بعد
يا حق



× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (32)
 
راه هاي تضميني خوشبخت نشدن!
 

 7 اصل براي خوشبخت نشدن در ازدواج!

1– احساسي!

كاملااحساسي تصميم بگيريد. در همان نگاه اول يك دل نه صد دل عاشق شويد. هرچه زودتر و شديدتر شيفته طرف مقابلتان شويد، احتمال بدبختي شما بيشتر خواهد شد.

حتما شنيده ايد كه عشق آدم را كور مي كند، خب اين همان عشق كور است. وقتي اين طور شيفته مي شويد ديگر عقلتان از كار مي افتد و بقيه ماجرا را هم خودتان بهتر مي دانيد!

 

2 – جرو بحث كنيد

تغيير كنيد. به محض شروع رابطه (يا حتي قبل از شروع آن!) شروع كنيد به تغيير كردن. اين تغيير بايد در راستاي علايق طرف مقابلتان باشد. بلافاصله دريابيد كه او چه جور آدمي است و فوري مثل او شويد. بعد هم هرچه او گفت بگوييد: «من هم همين طور، عزيزم!» دقيقا همان چيزي شويد كه او مي خواهد. شايد فكر كنيد اين مكانيسم چندان موثر نيست، اما به شما اطمينان مي دهم كه هست: با اين كار هم هويت خودتان را از دست مي دهيد، هم طرف مقابلتان را گول مي زنيد و هم بعد از مدتي ديگر نمي توانيد تغييرات تان را حفظ كنيد و خودتان مي شويد و تازه اينجا شروع جرو بحث ها و اختلافات است! البته تاثيرات گسترده ديگري هم دارد كه وقتي به اين توصيه عمل كنيد خودتان مي فهميد.

 

3 – معيارهايي منطقي؟!

در معيارهايتان تجديدنظر كنيد. فهرستي از معيارهايتان را براي انتخاب همسر تهيه كنيد. اگر مواردي مثل تفاهم داشتن، تناسب فرهنگي و خانوادگي، شخصيت مناسب و از اين قبيل در آن بود بلافاصله آن را خط بزنيد. كجاي دنيا ديده ايد كه كسي با معيارهايي چنين منطقي و درست بدبخت شده باشد؟ معيارهاي مهم تري مثل ماشين و خانه شيك، پدر پولدار، خوش تيپي و از همه مهم تر خوشگلي و جذابيت را جايگزين آنها كنيد.

 

4 – حسادت كنيد

چشم و هم چشمي كنيد. ببينيد دخترخاله لوس و پرافتاده تان با چه كسي نامزد كرده، بعد معيارهايي انتخاب كنيد كه پوز او را بزنيد. مثلا اگر نامزد او پرادو دارد، مال شما بايد بي ام و آخرين مدل داشته باشد. اگر پسرعمو با يك دكتر ازدواج كرده، فوري دست به كار شويد و به هر قيمتي كه شده يك پروفسور براي خودتان دست و پا كنيد.

 

5 – ساده لوح باشيد

ساده باشيد. اصلا منظورم از ساده بودن، ساده زيستي نيست، بلكه ساده لوحي است. به راحتي گول بخوريد. همه حرف هاي طرف مقابل را – حتي اگر تابلو است كه دارد خالي مي بندد – با يك لبخند مليح بپذيريد و تاكيد كنيد كه او صادق ترين فردي است كه در عمرتان ديده ايد! به همه حرف هايش گوش كنيد و هرچه از شما خواست انجام دهيد. به طور كلي سهل الوصول باشيد.

 

6 – دروغ بگوييد

تا مي توانيد دروغ ببافيد. خودتان نباشيد. اين بهترين فرصت است كه مي توانيد همه آرزوها و آرمان هاي بربادرفته خود را زنده كنيد! كافي است كمي در درياي وهم و خيال غوطه ور شويد و بعد هرچه به زبانتان مي آيد بگوييد. از مسافرت هاي خارجي گرفته تا صداقت و نجابت و... درمورد خودتان، خانواده تان، دوستانتان، شغل و درآمدتان، محيط كاريتان و خلاصه هرچه به دست تان مي رسد دروغ بگوييد.

 

7 – وعده سر خرمن!

وعده هاي بي اساس بدهيد. مي توانيد براساس دروغ هايتان وعده و وعيدهاي واهي هم بدهيد. اصلا نيازي نيست به ميزان توانايي خودتان و امكان پذيربودن وعده ها حتي فكر هم بكنيد. وقتي در كنار دروغ ها چهارتا وعده پوچ هم سوار شود، معركه مي شود!

اگر يكي، دوتا از اين اصول را به كار ببنديد، بدبخت شدنتان تضمين مي شود.

منبع:مجله موفقيت     




× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (12)
 
از امروز به مدت يك هفته بهترين باشيم!
  بسم الله اللطيف

سلام دوستان
نميدونم چرا يهو اينجوري ميشه ! همه چي بهم ميريزه ذهنت آشفته ميشه دلت آزرده ميشه جدا نميدونم اما ميدونم كه راهش چيه كه دوباره ارامشتو بدست بياري!
اون فقط توكله و اميد ! اميد به فردايي كه مال توهه و خودتم بايد بسازيش ! خودت راهتو انتخاب ميكني و خودت ميگي از اين دنيا چي ميخواي!!!

خدايا من اگرچه برات بنده خيلي خوبي نبودم اما از تو بهترين ها را ميخوام
خدايا تو كمك كن و دستم را بگير
خدايا دعامو خودت گوش بده و برام تسكين دل باش
خدايا دعامو گوش كن خدايا ميخوام حست كنم تو لحظه لحظه هاي زندگيم
تو كه از رگ گردن نزديكتري من چكنم كه اينهمه ازت دور شدم و خودمم خبر ندارم!


خدايا تو و فقط تو!

خدايا دوستانم را به تو سپردم اونايي كه واقعا دوستم هستن و هميشه چراغ راهم تو موفقشان بدار!


بچه ها بياين از امروز به خودمون وقل بديم به مدت يك هفته بهترين باشيم تو هر چيزي (درس - زندگي-اخلاق - شغل - همسرداري - برخورد با بزرگتر- مادر -پدر -مديريت و.....)
 ميخوام ببينم بهترين بودن چه مزه اي ميده!


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (24)
 
هرچه ميخواهد دل تنگم ميگم!!!
  سلام به همه شماها
امروز خدايي اومدم كه اومده باشم تو ذهنم چيز خاصي نيست
آخه خبر خاصيم نشده كه شاد كننده باشه براتون بگم اما خب اومدم كه زمينه خالي نباشه و شايعات زياد نشه!
جاي خاااااااااااااالي بعضيا اساسي حس ميشه و دلم براشون تنگه!(برداشت ازاد خواهشا تو ياهو يا خصوصي نپرسين منظورت كي بود!!!)

خب از احوالات اين جانب اگه جويا باشين خدا را شكر خوب خوبم بجز يه دندون درد لعنتي كه امانم را بريده بود و به حمد الله كه خوب شد!
 ديگه اينكه ديشب آقا مهندس كارنامه به دست اومد خونه! آي خنديدم آي خنديدم!!!!چيه خب خنده داشت! فكر كنين يه آقا مهندس(البته در آينده انشاالله) همه درسا رو بالاي 17 بياره اما يه درس كه از همه درسا چيز تره چجوري بگم نميدونم چرته يا آسوه يا هر چي بشه اسمشو بزاري همون زبان فارسي منظورمه بعد از كلي خوندن تو كارنامه نمره 10:5 ثبت بشه واقعا خنده داره نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما خدايي داداشي گل كاشته بود همه نمرات عالي بودن بجز همين يكي وقتيم بابا داشت بهش تذكر ميداد خيلي خونسرد گفت حالا اگه اينم 20 ميشدم اين خانم گل به ترك ديوار ميخنديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تكه اش بهم چسبيد يه جورايي!
ميدونين چيه داداشي همه اميد منه خيلي دوستش دارم  بارها بهش گفتم كه تو همه كس مني همه عشق من زندگيه من!
زياد تو سر و كله هم ميزنيم اما اونم از دوست داشتنه ! اما شما پسرا عجب غدينا!! من اينهمه روزي 60 بار بهش ميگم دوستت دارم اون يه بار اونم تو دفتر خاطراتم كه دزدكي بر داشته بود نوشته بود :"آجي ببخشيدا اما منم خيلي دوستت دارم فقط هي روم نميشه بگم!!"

خيلي كيف كرده بودم اما لجم اومد كه چرا همين يه جمله رو نمياد بگه!!
خلاصه ديروز ماجرايي داشتيم با اون كارنامه جناب مهندس!
بچه ها براش دعا كنيد عزيز من به همه چيزاي خوب دنيا برسه!
هم مادي و هم معنوي
مرسي

خب ديگه چرنديات بسه
دوستون دارم

دعا دعا ميكنم زودتر غم از رو دل مهربونت برداشته بشه چونكه تو عزيز دلمي و بهترين دوستم!(اينم خودش ميدونه كيه پس نپرسيد خواهشا!)


فعلا


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (8)
 
ماه ربيع الاول
  بسم االله الرحمن الرحيم
سلام دوستان بهتر از برگ گلم!

خب خدا را شكر كه ماه محرم و صفر اين سالم گذشت اميدوارم همگي بهره كافي رو برده باشيد.

امروز اومدم تا بهتون ماه ربيع االاول را تبريك بگم!
در مورد پست قبلي اون سه دليل با قي مونده را براتون مينويسم يه كم طولش دادم كه همگي اين پست رو بخونيد و روش فكر كنيد و نظر بديد بعد سه دليل بعدي رو بگم .
انشاالله تو اولين فرصت ميگم!

اميدوارم همگيتون شاد شاد باشيد و هميشه همينجوري پر انرژي بمونيد!

تا بعد





× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۵ بهمن ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (14)
 
يه كوچولو آموزشي!
  بسم الله لطيف

سلام به همه شما دوست جونياي خوبم!

اولا از همه تون متشكرم كه اينهمه بهم لطف داريد!
ثانيا يه خواهش دارم ازتون به هر دليل به بعضياتون گفتم داداشم فوت شده ازتون خواهش ميكنم همه نظر خصوصيا در مورد مهربونم نباشه آخه حالم خراب ميشه!
ازم خواسته بودين بنويسم كه چجوري شد اون از پيشمون رفت اگه شد براتون مينويسم!

 معذرت اگه باعث ناراحتي كسي شدم.
همه تونو دوست دارم .

خب بريم سراغ آموزش:
اول بگم چي شد كه تصميم گرفتم اينو بنويسم بعد شروع ميكنم به نوشتن.

من اول الكي و همينجوري يه وبلاگ ساختم برا سرگرمي بعد شد محل نوشتن ترنم هاي دلم و كم كم شد جايي كه دوستان خوبي پيدا كردم تو اون. هي از دلنوشته نوشتم و نوشتم تا اينكه يه روز فرهان بهم گفت چه كاريه تو كه قلمت خوبه كاري كن يه چيزي به كسي ياد بدي سعي كردم رو اين مطالب آموزشي دقت كنم بعضي پستامم اون حالت رو داشت اما كاملا آموزشي نبود همينجور تو فكرش بودم كه ديشب تصميم گرفتم خلاصه كتابي كه دارم ميخونم را براي شمام بزارم تا يه جورايي آموزشي بشه البته سعي ميكنم تيتر وار بگم اگه خواستين بيشترشو ميتونيد به كتاب مراجعه كنيد!

خب مطالب  از كتاب : آيا تو آن گمشده ام هستي؟
نويسنده : باربارا دي آنجليس
ترجمه: هادي ابراهيمي

خب من عادت دارم هر كتابي كه ميخونم نت برداري ميكنم كه بعدا سريع از روش رد بشم و امروز متاسفانه نت هاي دو فصل اول همرام نيست پس از فصل سه كتاب براتون شروع ميكنم:

فصل سوم: عاشق شدن به دلايل نادرست(در ادامه مطلب)



× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۷ دى ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (19)
 
روزهاي خوش!
  سلام به شما كه خيلي دوستون دارم

ديروز يكي از دوستان خيلي خوب دوران دبيرستانم اومده بود خونمون كلي با هم حرف زديم از همه چي ! اين دوسم برام مثل خواهر ميمونه تو دانشگاهم با هم بوديم البته فقط بعضي دروس! اون آي تي بود و من كامپيوتر .
اما خدايي دوران دبيرستان يه حسه ديگه اي داشت برا ما دوتا جز شراي كلاس بوديم ، تو تقلب رو دست نداشتيم و البته تو دست انداختن معلم هامون!

ديروز كلي با هم خنديديم بياد گذشته هايي كه گذشت و قدرش رو ندونستيم!
بياد اون زماني كه از دنياي آدم بزرگا فرسنگ ها فاصله داشتيم!

يادم مياد روز اول آشنايي با فاطمه (همون دوستم) به چشم رقيب بهم نگاه ميكرديم چون هردو جز ممتازهاي مدرسه بوديم تا يه ماه فقط كارمون رو كم كني همديگه بود!
 
اما بعدا كم كم شديم دو تا دوست دو تا رفيق و دو تا خواهر كه درد دلامونو جز خودمون دو تا هيشكي نميدونست! البته درد و دلايي كه الان فقط شده خاطره و جك در حد المپيك!!!!

اون كاراته كار ميكرد من خيلي خوشم ميومد هميشه تو مسابقه هاش ميرفتم برا تشويق حتي كشوري كه رفت من اجازه نداشتم برم چون يه شهر ديگه بود كلي براش دعا كردم!! و حتي گريه كه اول بشه اما سوم شد و تا چند وقت دلداريش ميدادم!

ديروز ياد آور بهترين خاطراتم بود! ياداور شيطنت هاي كلاسي معلم هاي مهربوني كه هر كدومشون خواسته ناخواسته به شيطنت هامون ميخنديدن و اين ما دوتا را پررو تر ميكرد!

يادم مياد يه روز ميانترم هندسه داشتيم سال سوم دبيرستان و من و دوستم دو جلسه به بهانه مسابقه فاطمه نرفته بوديم كلاس و حالا بايد ميموديم ميانترم ميداديم! اونم با اون معلم ما!!!!!!!!!!!!

روز قبلش داشتيم با هم مشورت ميكرديم كه اون بياد خونه ما يا من برم خونه اونها كه يهو چشممون افتاد به خانم معلم عزيز تر از جانمان!! خداييش خوش اخلاق بود ما سلام داديم و فاطمه شروع كرد به اشكال پرسيدن و منم جزوه بر ميداشتم از حرفاي خانم كه بعدا بخونيم چون از چشاي فاطمه ميفهميدم ذهنش كجاس!!!!

خلاصه خانم توضيحاتش تموم شده نشده  پرسيديم فردا ميانترم هس يا لغوه گفت حتما هست و پوست شما دوتا را مي كنم كه نريد مسابقه!!! و به منم گفت فلاني تو ديگه واقعا پررويي حيفت نمياد كلاس هندسه نياي بري جيغ و دست بزني كه اين يكي ديگه رو بزنه؟؟؟؟؟؟

تركيديم از خنده ! و فاطمه همينجوري سوال ميپرسيد  و خانمم چون عجله داشت هم وسايلشو ميزاشت تو كمدش هم جواب اونو ميداد ! و اما ....

همون لحظه ديديم بع! سوالاي ميانترم تو كمد چشمك ميزنه ديگه فاطمه خانمو كشت از بس سوال چرت پرسيد و منم چرت يادداشت كردم ! خانمم فهميد خسته ايم گفت برين بخونين مبحثو اگه بازم سوالي بود فردا قبل امتحان براتون رفع ميكنم


و در كمد رو بست و نقطه اميد ما خاااااااااااااموش!


ساعت بعد كه رفتيم ماژيك بگيريم برا درس ديگه دوتايي بوديم! يهو نا خود آگاه نگاهمون چرخيد رو جا كليدي خانم! ديديم كليد تو در مونده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ذوق مرگ شديم بعدم رفتيم آروم در رو باز كرديم و يه دونه سوال از توش برداشتيم! و خوش خوشان راهي كلاس و بعدم خونه ما!

حالا ما دو تا ذوق مرگ شده از كش رفتن سوال ميخوايم زود جواب سوالارو بديم و بريم تولد دوستم بابا و مامانم پيله پيله ناهار ميوه استراحت درس!

با بدبختي راضيشون كرديم كه درس و بعدم تولد!
12 تا سوال بود كه خداييش 10 تاشو بلد بوديم اون دو تاشم با كمك آبجي بزرگه كه رشتش رياضي بود حل كرديم و اثبات!

رفتيم تولد اما همش دل تو دلمون نبود كه فردا چي ميشه تا بالاخره دلمون نيومد و سوالا را به چند نفر ديگه هم داديم و خلاصه در عرض نيم ساعت بيش از نيمي از كلاس سوالو داشتن بجز اونايي كه ميدونستيم بقولي زير آب زن و چايي شيرينن!!  سر جلسه امتحان اولش بقدري هول شده بوديم كه معلم فهميد گفته چيه؟ سوالا راحته بچه ها حس ميكنم همه هول كردين! اگرم سوالي داشتين حتما بپرسين راهنماييتون ميكنم! كم كم حالمون جا اومد و شروع كرديم به نوشتن و امتحانو عالي داديم وقتي برگه ها تصحيح شد بهترين كلاس از ظر ميانگين كلاس ما بود! سر صف تشويق شديم و سه روز صف صبحگاه نداشتيم! تو كلاسم من و فاطمه بالاترين نمره را آورديم البته اونايي كه درسخونم نبودن نمراشون بد نبود ما كه ديگه جاي خود داشتيم!!!!!!!!!!!!!
خلاصه كلي حال داد و اين نمره خوب ميانترم بهمون چسبيد اما بعدش گاهي عذاب وجدان بد جوري خفتمون ميكرد و هيچ چاره اي نبود جز طلب بخشش!!!!
تا اينكه سال پيش دانشگاهيي دو روز به امتحانات رفتيم و به خانم معلممون همه چيو گفتيم اونم خنديد و گفت فكر كردين چرا اونروز كاري به كار شما دو تا نداشتم؟؟؟ و ميدونستم تقلب نميكنيد؟؟ چون مطمئن بودم جواب همه رو بلدين!!!!!!!!!!!!!!!!!!! منتظر نمره امتحان بودم اگه اونو خراب ميكردين ميانترمتونو صفر ميدادم بخاطر كارتون! هميشه هم منتظر اين روز بودم كه بياين و عذر خواهي كنين! اخ كه چه شرمنده بوديم ما دو تا! به اندازه كيفي كه از نمره 20 گرفته بوديم اونروز دمغ شديم كه خانم گفت اما خوشم اومد زبلين و اگه هميشه اينجوري پشت هم باشين موفق ميشين البته برا كاراي خوب!!!






بله اينم يكي از اون خاطرات كه اسمشو گذاشتيم خاطرات و خطرات آخه اونروز جونمون به لبمون رسيده بود از ترس!



دوستون دارم
فعلا!


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۹ دى ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (26)
 
هواي سرد
  سلام
امروز يه روز خاصه!
يه روز سرررررررررررد
من عاشق سوز زمستونم
وقتي ميري بيرون سوز سرما باعث ميشه يادت بره نبودن كساني كه عاشقانه دوستشون داري!
عاشق كز كردن آدمهام تو هواي سرد زمستوني!
عاشق برفم هر چند زياد نميباره تو شهرمون
عاااااااااشق سردي هوام!
يكي بهم ميگفت زود به زود آپ ميكني نظارت وبلاگت مياد پايين!! برام مهم نيست مهم اينه من حرف دلم رو اينجا مينويسم!

امروز هوا به شدت سرد شده تو شهرمون! من خوشحالم و خيلي ها شاكي!

اميدوارم خونه دل همه مون گرم گرم باشه

دوستتون دارم
فعلا



× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۴ دى ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (12)
 
وقتي همه چي دگرگون مي شود!
  سلام بر همگي
خير سرمون درس خونديم و مهندس شديم تو اين كشور كوروش وآرش و اينا

دوستم با كلي زحمت نرم افزاري كه بايد تو 8 ماه تحويل بده در عرض 4 ماه آماده كرد به خيالي كه پولشو بگيره و راحت به روياهاش جامه عمل بپوشونه اما غااااااااااااافل از اينكه اين كارفرماها بعضياشون گرگن!

نصفه نصفه پولشو دادن و مابقيم معلوم نيست كي بدن بهش!!
اينقدر دمغ شده كه نگو! قسم خورده كار را مي بوسه ميزاره كنار!!اميدوارم اينطور نشه!
آخه خيلي معلومات داره  خيليم صبوره
اما كاسه صبرشو لبريز كردن نامردا!
خيلي ناراحت بود از اينكه چرا نميتونه حقشو پس بگيره! براش دعا كنيد.

البته من مدام اين جمله تو ذهنم وول ميخوره!
پاياني براي قصه نيست
چرا كه نه گوسفندان عاقل ميشوند و نه گرگها سير  . . .

البته نه اينكه دوستم را گوسفند فرض كنم ها نه! اما دلم ميسوزه براي خوش خياليش ! روز اول گفتم تو كه اينقده خوشحال و شنگول شدي قراردات كو؟؟؟ ميگه آقاهه مرد خوبيه معلومه انصاف داره! روم نميشه بهش بگم!!


اينم تقديم به اون بي شعوري كه كار شبانه روزيه دوستم را وظيفه اش دونست!

بي شعوري يعني لطف ديگران را وظيفه ي آنان پنداشتن . . .




كاش ميشد براي لحظه اي بي خيال دنيا و ادمهاش بشم و برم تو آسمون! زندگي با گرگ ها خيلي سخته زمانيكه دلت بخواد آدم بموني!!




× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۲ دى ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (12)
 
فقط همين
 

چه فرقي ميكند وسوسه سيب يا حوا...

براي كسي كه آدم نيست؟؟


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۵ دى ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (18)
 
وقتي دلم حسابي تنگه!
  بنام خدا
سلام دوست جونيا
چه قبليا چه جديدا
اميدوارم همه تون خوب باشين
اميدوارم هر كي سمينار داره خوب خوب برگزار بشه
و هر كي داره جاااااااااااااري ميشه ، مهرشون تو دل هم بره تا بعدا جاري بازي در نيارن برا هم!

اميدوارم هر كي هر جايي هست خوش و خرم باشه!



امروز خيلي حالم گرفته اس ، تنهايي اذيتم ميكنه !
خب از پنج شنبه تا حالا اين حسو دارم
دلم بد جوري لك زده براي يه هم صحبتي كه حرف زدن باهاش حالم رو جا بياره



بي تعارف دوست دارم با يه آقاي متشخصي بحرفم كه ته حرفش به رابطه ختم نشه


يكي كه بتونم باهاش درد دل كنم و از جنس خودمم نباشه


يكي كه فقط بخاطر خودم مياد
مياد كه باهام درد دل كنه
و بره

نه شماره بده
نه بخواد

و نه توقع اضافي داشته باشه


با هام دوست باشه
رفيق باشه
سنگ صبور باشه


نه اين كه يه وزنه بشه رو دلم حرفاش
نه اينكه جوري حرف بزنه كه دلم بخواد خفه اش كنم!!!!!!!!!!!!!!



چرا بعضي از شما مردا اين شكلي هستين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



چرا حرمت خودتونو زير پا ميزارين؟


دلم آشوب ميكنه وقتي با بعضي از شما ها حرف ميزنم


از خودم از تو و از همه آفريدگان خدا  متنفررررررررررررررر ميشم!!



بــــــــــــــــــــابــــــــــــــــــــــــا يه كم جنبه داشته باشين خب!!!
آدم بهتون سلام ميكنه فك نكنين اين يه چراغ سبزه!


بخداااااااااااااااااااا نيست!

خيلي بعضياتون پست و نامردين و كثيف

دلم ازتون ميگيره!


بجز اين يه مقوله تو  كله پوكتون چيز ديگه اي حك نشده شماها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اوووووووووووووووووووووق به همه مرداي اين ريختي البته دور از جون بقيه كه اين خصلتو ندارن!

اگه امروز بودي و پيشم بودي چه خوب ميشد!

خيلي دلم هواتو كرده مهربونم
اما حيف كه نيستي


متاسفم ، براي خودم و شما نامردان روزگار!

براي خودم چون مجبورم يه روزي دلم ؛عشقم و احساسم را بدم به يكي از شماها كه  نميدونم تو تاريكخونه ذهنتون دنبال چند نفر ديگه هستين تا اين دل نامرد بي عاطفه اتون سير بشه!

و براي تو ي نامرد  متاسفم كه يكي مثل من قلب بي در و پيكر تو رو تكيه گاه خستگياش كرده!


اي خداااااااااااااااااااااااااااااا
كاش امروز پيشم بود!


دلم خيلي گرفته!!!!!!!!!!!!
خيلي زياد







× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۳ دى ۱۳۹۰ توسط: خانم گل نظرات (15)
 
منوی اصلی
صفحه نخست
کل مطالب
گوگل مپ
ایمیل به مدیر
آدرس آرشیو

وضعیت در یاهو


دسته بندی ها
هر چيزي كه به ذهنم برسه.
من و سرگذشتم

آرشیو مطالب
ارديبهشت ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
دى ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
 

لینکستان
يك ترشيده در آرزوي ازدواج!
مهندسي برق -قدرت -الكترونيك
آخرين پسر آريايي بد
دختران كرمانشاهي
love story
يه وروجك
دختري بنام آسمان
پسر ترشيده
ليلي چشم قشنگه
منصور
خاله جون
چمدونم پارست
كانون درد دلهاي دوستانه
جديدترين و تك ترين عكسها
دالان عشق
يه شوهر نداريم!
در اين وبلاگ سر گرم ميشيد .
ماه نو
روستايي
خوموني
بيا تو ضرر نميكني
آسمان هميشه آبي نيست
هرچي تو بخواي
منيم اورك سوزلريم
رز اس ام اس
عشق، سرگرمي ،تفريح
خانه باد
سوما
صورتي خال خالي
دانشجويان كامپيوتر
كتاب كهنه
خاطرات يك بانوي مغازه دار
يك پسر ايراني
best boy
خونه آجي و داداشي
سانتي مانتال
زندگي زيبا
darling
مكران من
فقط او ....ديگر هيچ
زن ميخوام !
براي دوستان گلم
شاهزاده كوچولو(طاها)
الهام(Elh@am)
يه زن يا دوست دختر هم نداريم
تهنا نوشت

طراحی قالب وبلاگ
ایجاد وبلاگ




CopyRight © http://shadi.zanblogger.com